من آمده ام و بر ضريح چشمانت دخيل بستم. و تا سرزمين اجابت پر گستردم. دستهايم را بر پنجره هاي مهربانيت گره زدم. تو بودي و من در ازدحام حرفهاي ناگفته گم شدم
|
من آمده ام و بر ضريح چشمانت دخيل بستم. و تا سرزمين اجابت پر گستردم. دستهايم را بر پنجره هاي مهربانيت گره زدم. تو بودي و من در ازدحام حرفهاي ناگفته گم شدم