تبليغاتX
گل نرگس .
.

Home Email Archive Designer

اوست که داد انبیا و فرزندان انبیا را از ستمبارگان می گیرد و خون پاک شهیدان راه خدا را که زیر چکمه های بیداد گران نابود شده و به عنوان خارجی و شورشگر قلمداد شده اند، از نابه کاران باز می ستاند و قاتلان را به سزای اعمالشان می رساند.

اوست که تاوان خون پاک شهیدان طف، کشتگان دشت کربلا را باز می ستاند و نوای چند صد ساله ی زینب کبری در کنار کشته ی برادر را - که هنوز بی جواب مانده است - پاسخ می دهد؛ آن گاه که با صدای غم آلود و دل پر درد ، به مدینه رسول روی کرد و فریاد برآورد:

یا محمداه ! صلی علیک ملائکه السماء هذا حسین مرمل بالدماء مقطع الاعضاء و بناتک صبایا، الی الله المشتکی و الی محمد المصطفی و الی علی المرتضی و الی فاطمه الزهراء و الی حمزه سید الشهداء!

یا محمداه ! هذا حسین بالعراء، تسفی علیه الصبا، قتیل اولاد البغایا. واحزناه! واکرباه! الیوم مات جدی رسول الله صلی الله علیه و آله ، یا اصحاب محمداه! هولاء ذریه المصطفی یساقون سوق السبایا

ای رسول خدا! درود فرشتگان آسمان برتو باد! این حسین است که به خون آغشته و پاره های پیکرش از هم جدا شده اند، و این دختران تواند که اسیر شده اند. به پیشگاه خدا و به سوی محمد مصطفی و به سوی علی مرتضی و به سوی فاطمه زهرا و به سوی حمزه آقای شهیدان شکوه می کنم. وای، ای رسول خدا! این حسین است که به روی خاک افتاده و باد صبا خاک بیابان را بر پیکرش می پاشد. او کشته ی ناپاک زادگان است. آه! چه اندوهی و آوخ که چه مصیبتی است! امروز رسول خدا ص در گذشت. ای یاران محمد! اینان فرزندان پیامبر مصطفایند که چونان اسیر می برندشان!

بار الاها!

و به چشمان اشک بار ولیت در سوگ کشتگان طف

و به قلب پر غم حجتت در ضربات سهمگین اهریمن بر پهلوی مادرش و به گریه های شبانه اش در مصیبت های وارد شده بر دوستانش،

هرچه زودتر آن عزیز تر از جان و باوفاتر از یوسف کنعان را بر منصب واقعی اش بنشان؛ آن که هزاران خسرو باید غلامی درگاهش کنند و هزاران حاتم گدایی آستانش.

.....آمین

 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه 1384/11/24 ساعت 9:23 توسط نسیم مهدی |


راستی نکند که فردا در گیرودار معرکه، همین سپاه اندک نیز برادرت را تنها بگذارند؟ نکند خیانتی که پشت پدر را شکست، دل فرزند را هم بشکند؟ مگر همین چند صباح پیش نبود که معاویه فرماندهان و نزدیکان سپاه برادرت مجتبی را یکی یکی خرید و او را تنها و بی یاور ناچار به عقب نشینی و سکوت کرد؟ این را باید به حسین بگویی.

خوب است در میانه ی نمازها سری به حسین بزنی، هم دیداری تازه کنی و هم این نکته را به خاطر نازنینش بیاوری. اما نه! انگار این بوی حسین است، این صدای گام های حسین است که به خیمه ی تو نزدیک می شود و این دست اوست که یال خیمه را کنار می زند و تبسم شیرینش از پس پرده طلوع می کند. همیشه همین طور بوده است. هر بار دلت هوای او کرده، او در ظهور پیش قدم شده و حیرت را هم بر اشتیاق و تمنا و شیدایی ات افزوده. تمام قد پیش پای او بر می خیزی و او را بر سجاده ات می نشانی. می خواهی تمام تار و پود سجاده از بوی حضور او آکنده شود.

می گوید:

               " خواهرم در نماز شبهایت مرا فراموش نکنی."

  

و تو بر دلت می گذرد: چه جای فراموشی بردار؟ مگر جز تو قبله ی دیگری هم هست؟ مگر زیستن بی یاد تو معنا دارد؟ مگر زندگی بی حضور خاطره ات ممکن است؟

 

               و اکنون چه خوش است روشن ضمیری کسانیکه در پس هرنماز

               خاضعانه می ایستند و بر امامان خویش سلام می دهند و و صلوات نثار می کنند:

 

                                            صلی الله علیک یا اباعبدالله

                                          صلی الله علیک یا صاحب الزمان 

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه 1384/11/12 ساعت 16:2 توسط نسیم مهدی |


ایام شهادت سید و سالار شهیدان

                                امام حسین علیه السلام و هفتادو دوتن از یاران باوفای ایشان را

                       به آقا و مولامون منتقم خون شهدای کربلا

                                         امام زمان (عج)

                                                         تسلیت عرض می نمایم

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب العصر و الزمان(عج)

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه 1384/11/11 ساعت 17:2 توسط نسیم مهدی |


Home | Archive | Email