بسیار شکوفه ها شکفتند بگذشت بهارها خزان ها
بازآ که دوباره فصل گل شد ای زیور حسن بوستان ها
چشم همه مانده بر در باغ آماده موکبت مکانها
آنقدر نیامدی تو مهدی تا پیر شدند باغبانها
سرگشته به دشت و کوه تا چند ای خسته دل از غم زمانها
یک ره بنشین دمی بیاسای خالی زتو مانده سایبانها

